به پیری چرا خوار بگذاشتی

خرید بک لینک

بنام یگانه هستی بخش

سلام

امروزمددجستم ازحکیم ابولقاسم فردوسی عجب فالی وعجب سخنی

امروزیکی نیزمراجعه کرده بود به بنده وازجورزمان وبداخلاقی وکوتاهی فرزندان

گلایه وشکوه داشت وازپیری خویش شکایت عجب تصادفی وعجب حکایتی ...

الا ای بر آورده چرخ بلند چه داری به پیری مرا مستمند

چو بودم جوان برترم داشتی به پیری چرا خوار بگذاشتی

همی زرد گردد گل کامگار همی پرنیان گردد از رنج خار

دو تا گشت آن سرو نازان به باغ همان تیره گشت آن گرامی چراغ

پر از برف شد کوهسار سیاه همی لشکر از شاه بیند گناه

به کردار مادر بدی تا کنون همی ریخت باید ز رنج تو خون


وفا و خرد نیست نزدیک تو پر از رنجم از رای تاریک تو

مرا کاش هرگز نپروردیی چو پرورده بودی نیازردییی

هرانگه که زی تیرگی بگذرم بگویم جفای تو با داورم

بنالم ز تو پیش یزدان پاک خروشان به سربر پراگنده خاک

چنین داد پاسخ سپهر بلند که ای مرد گویندهٔ بی گزند

چرا بینی از من همی نیک و بد چنین ناله از دانشی کی سزد

تو از من به هر بارهای برتری روان را به دانش همی پروری

بدین هرچ گفتی مرا راه نیست خور و ماه زین دانش آگاه نیست

خور و خواب و رای و نشست ترا به نیک و به بد راه و دست ترا

از ان خواه راهت که راه آفرید شب و روز و خورشید و ماه آفرید

یکی آنک هستیش را راز نیست به کاریش فرجام و آغاز نیست

چو گوید بباش آنچ خواهد بدست کسی کو جزین داند آن بیهدهست

من از داد چون تو یکی بندهام پرستندهٔ آفرینندهام

نگردم همی جز به فرمان اوی نیارم گذشتن ز پیمان اوی

به یزدان گرای و به یزدان پناه بر اندازه زو هرچ باید بخواه

جز او را مخوان گردگار سپهر فروزندهٔ ماه و ناهید و مهر

وزو بر روان محمد درود بیارانش بر هر یکی برفزود

ازفرمایشات رسول (ص)

فرمود: «کسی که نگاه غضب آلود به پدر و مادرش کند، هر چند که آنها به او ظلم کرده باشند، خداوند هیچ کدام از نماز هایش را قبول نمی کند».

گروگ تحریر...

ما را در سایت گروگ تحریر دنبال می‌کنید

برچسب: بهاره رهنما,بهمن گلبارنژاد,بهرام مشیری,بهنوش بختیاری,بهروز وثوقی,بهداد سلیمی,بهرام رادان,بهنوش طباطبایی,بهشت زهرا,بهناز جعفری, نویسنده: بازدید: 228 تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 15:52

صفحه بندی