خداوندا سپاسگزارم ...

خرید بک لینک

سلام

امروز با احساسی فراتر از هرزمان دیگر خدایم را می خوانم و ایمان دارم که درهای اجابتش به طرز شگفت انگیزی به رویم باز می شود.

***************

مادربزرگ هميشه ميگفت: دردِ تن يك جا نمى ماند!

كليه مي زند به كمر،كمر مي زند به پا،

پا مي زند به قلب...

ميگفت: درد هى توى تَنِت تقسيم ميشود!

اما دردِ روح قُلمبه مي شود. يك جا امانت را مى بُرَد،

هركسي هم كه از راه برسد

و بپرسد چه مرگت است؟

فقط ميشود دستت را روى زانو و كمرت بگذارى

و ناله كنى كه تير مي كشد.

درد روح را نميشود نشان كسى داد ..

*********

برنج را دیگران میخورند و کیسه اش نصیب کودک روستایی میشود تا کیف مدرسه اش باشد.

========================================

یادش بخیرنیم قرن پیش هرکه ازکویت وقطرودبی می آمدولایت یک جلدکتاب گنجینه ادب چاپ هندوستان باخودش می آورد وهمچنین تحفت العشاق ومردم اینجاعلاقه مندبه این کتابها بودندکتاب مبدا ومعادوکریما رانیزمی آوردنددیگه ازین کتابهااثرنیست مطبعه محمدی هندنیزگویا تعطیل شده وتفسیرحسین کاشفی نیزدیگه ازهندوستان نمی آید این غزل خسروبنده بیادبچگی هایم ازیک جایی کپی کردم

ای چهره زیبای تو رشک بتان آزری

هر چند وصفت می کنم، در حسن از آن زیباتری

هرگز نیاید در نظر نقشی ز رویت خوبتر

شمسی ندانم یا قمر، حوری ندانم یا پری

آفاق را گر دیده ام، مهر بتان ورزیده ام

بسیار خوبان دیده ام، اما تو چیز دیگری

ای راحت و آرام جان، با قد چون سرو روان

زینسان مرو دامن کشان، کآرام جانم می بری

عزم تماشا کرده ای، آهنگ صحرا کرده ای

جان و دل ما برده ای، این است رسم دلبری

عالم همه یغمای تو، خلقی همه شیدای تو

آن نرگس رعنای تو آورده کیش کافری

خسرو غریب است و گدا،افتاده در شهر شما

باشد که از بهر خدا سوی غریبان بنگری

====================

وامافصل شهریما وکشت دیم وگاوبند روستامان هیچ وقت یادمان نمیرود بندبست رودخونه ها وزمینهای که بایدکشت می شدندکارزیادبودودرآمداین فصل درگیاوان ویابیابان بسیارکم بود وبه بسیاری ازآدم های لش وبیکاره را با فصل شهریماهمین فصل عاشقانه پاییزمقایسه می کردند اکنون ازبس دروغهای هواشناسی دردنیای مجازی زیادشده متاسفانه ایمان مردم هم ضعیف شده مردم دیگه نه منتظر بادسهیلی هستند باهیران ونه رفتن روزاکوغری مردم فقط همیشه منتظربارندگی هستند اما ازطریق اطلاعات مجازی ....

صدبند گاوکاری داشت هرجفت گاونریک بندحساب می شد یادگاوگارم وکنترل گوسفندان چوپانها بخیر صدپنجانفرشترباری ویادشتربانان باصفای شهرمان نیزبخیروانتظاربرگشت قافله ازکلات میناو

هرچه بودبا صفابود محبت بود وانسانیت بود وایمان بود واحترام بزرگان نیزبود ...

تابعدخدانگهدار

گروگ تحریر...

ما را در سایت گروگ تحریر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 22:06

صفحه بندی